رویین دژ- داستانی از شاهنامه فردوسی- رهاورد خاوران
رویین دژ
داستانی برگرفته از شاهنامه فردوسی ---
داستانی برگرفته از شاهنامه فردوسی ---
بخش اول : رهاورد خاوران

داستان (( رویین دژ)) از سروده های دقیقی و فردوسی ، سرایندگان ایرانی سده چهارم اسلامی ، مایه می گیرد شاهنامه نیمه کاره دقیقی درباره پیدایش آیین زرتشت و داستان پادشاهی گشتاسپ و جنگ ارجاسپ و اسفندیار سخن می گوید. و فردوسی دنبال کار دقیقی را می گیرد و داستان را به پایان می رساند . بی گمان رویین دژ ، پیش از آنکه در سروده های دقیقی و فردوسی رنگ داستان بگیرد ، سرگذشتی تاریخی داشته است و دژی استوار در دامنه کوه و در کنار دشت کاسپا و نزدیک سمرقند بوده است. در آسیای میانه ، رشته کوههای پاراپامیز از باختر به دشتی پایان می پذیرد که میان دو رود بزرگ سیردریا ( سیحون) و آمو دریا ( جیحون) جای دارد و در دوره آریایی ها دشت (( کاسپا )) و پس از چیرگی تاتاران دشت ((قزل قوم )) نامیده می شود. داستان رویین دژ با دستکاری های فراوان و دگرگونی های بسیار نزدیک به 1400 سال ، میان مردم خراسان و شهرهای خاوری ایران ، که خاوران می گفتند ، سینه به سینه و دهان به دهان ، می گردد تا دقیقی و قردوسی از آن بهره می گیرند و در لابلای رویدادهای دوران پادشاهی گشتاسپ به نام (( هفت خان اسفندیار )) به رشته سرایش در می آورند و نزدیک به 450 سال پیش از آنکه این دو سراینده به سرایش داستان بپردازند (( یادگار زریران )) بر بنیاد (( نبرد گشتاسپ و ارچاسپ)) به سرایش در می آید. یادگار زریران در سده پنجم مسیحی ، در دوره فرمانروایی ساسانیان سروده می شود و از نبرد گشتاسپ و ارجاسپ سخن می گوید. 
امیل بنونیست ، خاور شناس فرانسوی بر این رای است که (( یادگار زریران )) در آغاز سرودار (( نظم )) بوده است . ولی رفته رفته ، در آن دستگاری و پاره هایی بدان افزوده می شود و بگونه نوشتار ((نثر)) در می آید.
درباره دشت کاسپا که رویین دژ در کنار و آمودریا در گوشه آن جای دارد.
فلاویوس آریانوس ، تاریخ نویس یونانی سده دوم مسیحی در تاریخی به نام (( آنا بازیس))، که درباره لشکر کشی اسکندر به بلخ می نویسد ، چنین می گوید:
((.... در این بخش آسیا ، چگونگی آب و هوا یکسان نیست ، در پاره ای جاها زمین آباد و گندم زار و دارای چراگاهای سبز و خرم )) (( و اسبان زیبا و تنومند است و در پاره دیگر زمین از ریگ و ماسه پوشیده شده و هوا گرم و سوزان است و آب و آبادی به چشم نمی خورد... در این دشت پهناور ، هنگامی که باد می وزد ریگ روان راه ها را می پوشاند و رهگذران و کاروانان را به زیر توده ها و تپه های ریگ پنهان می کند ....)) آمو دریا رود بزرگی است که بزرگتر از آن را در سرزمین هند می توان دید ، شیب رود زیاد است و تندی از آن میگذرد و از این رو گذشتن از رود از آسیب و گزند نیست و مردم بومی با کلک از آب می گذرند ...
کلک قایقی است که از نیاکان بومیان بیادگار مانده است و ساخت آن بدینگونه است که پوست چند جانور درشت را باد یا کاه می کنند و آنرا بهم می بندند و رویش تخته می اندازند و برای آمد وشد از رود به کار می برند... اگر بار کلک سبک باشد کلک را با ریسمان از این ور به آن ور رود می کشند و اگر بار آن سنگین باشد باید آنرا با پارو براه اندازند.... .. اگر گفته کسانی که شمار سروده های دقیقی را هفت هزار می دانند درست باشد آغاز پادشاهی گشتاسپ ، پیدایش زرتشت و داستان روئین دژ از این سراینده است و اگر شماره های سروده های دقیقی از هزار افزون نگردد ناگزیر باید سرایش بخشی از داستان ، به ویژه هفت خان اسفندیار ، را از فردوسی دانست .
زگشتاسپ و ارجاسپ بیتی هزار بگفتم مرا سر آمد روزگار
گر آن نامه نزد شهنشه رسد روان من از خاک بر مه رسد
دقیقی و فردوسی در سرودن داستان رویین دژ ، ارجاسپ و سرداران و نزدیکان او را که همگی نام ایرانی دارند تورانی می خوانند و در پی این اندیشه نادرست ، در پاره ای از بخش های داستان چین و توران را یک سرزمین و مردم آنرا از یک تیره می داند.
که از جانب سالار ترکان و چین یکی نامه کردست زی من چنین
بدیشان نمود آن سخن های زشت که نزدیک او شاه توران نبشت
در فراهم آوری داستان رویین دژ ، بدین لغزش نگرش شده است و داستان به گونه ای که به اندیشه راستتر آمده در آمده است و سرزمین پهناوری که آن را چین( توران ) و ماچین (مهاچین= چین بزرگ ) می گفته اند به دو نام توران و چین ، خوانده شده است .
فردوسی از بهم آمیختن تاریخ و افسانه ، داستانهایی پدید می آورد که اگر چه به درستی و روشنی ، چهره راستین تاریخ را نمی نمایاند ولی روشنگر افسانه های کهن ایران است . در این راه فردوسی تنها نیست و بسیاری از سرایندگان سرزمین های باستان چون : چین ، مصر، هند و یونان در سرودن چامه های پهلوانی و سروده های رزمی بدین راه گام می نهند و رویدادهای تاریخی را با افسانه های بومی گره می زنند و از آن تاریخی پدید می آورند که به افسانه نزدیکتر است . اژدها ، دیو ، زن جادوگر ، سیمرغ ، شاهین ، شیر، گراز، گرگ، جنگ پهلوانان با دیوان و از میان رفتان جهان و ...... و .... نه تنها از لابهلای داستان های کهن ایران به چشم می خورد بلکه در بیشتر افسانه های باستانی آسیا و اروپا نیز از بنیاد های نخستین داستان سرایی به شمار می آید .و به گونه های گوناگون به داستان زیب وزیور می بخشد. (( دژ)) و (( بارو)) که در بسیاری از داستان های کهن ایران ، جایگاه رویدادها و برخورد های تاریخی است در شاهنامه هم پایه و مایه سخن فردوسی است و اگر چه این دژ ها باروها ، هنگامی ، استوارترین پاسگاه های مرزی و لشگرگاه های روستایی ایران به شمار می رفته است ولی قهرمانان آن مردمی افسانه ای هستند که در انگاره های زمانی تاریخ نمی کنجند و به دل تاریخ راستین نمی نشینند .نمونه های بسیار است که فعلا از نوشتن آن صرف نظر می کنیم.
داستان به پایان نرسیده
مطلب بعدی ((دژی در مرز)) به نام رویین دژ
www.rooieen.blogfa.com
کانون اندیشه گران جوان روستای روئین جزء نخستین سازمانهای غیر دولتی در روستاهای ایران است که در سال 1379 با مجوز رسمی از سازمان ملی جوانان تاسیس گردید و فعالیت خود را رسمأ از همان سال آغاز نمود. توسعه ،عمران و آبادانی روستای روئین از مهمترین اهداف این سازمان به شمار می رود.